به یاد دو شهید دانشجومعلم؛ امیرمحمد اسماعیل لو و امیرحسین سلجوقی
شهادت، سرمنزل قامتکشیدن مردان حق
یاران سفر کردند؛ بیهیاهو، بیآنکه غباری بر دامن آسمان بنشیند.
رفتند تا ما بمانیم و ثقل این زمینیبودن را دوباره بفهمیم.
آنان که رستند، راه را شناختند و دل را به نور سپردند؛
و من… هنوز در برهوتِ خویش ایستادهام،
جا مانده از قافلهای که رد قدمهایش تا ملکوت میرسد.
پیر گفت: «راه از میان خاک میگذرد و پایانش روشنایی است.»
اما من، در تنگنای غفلتم، تنها صدای قدمهای رفته را میشنوم؛
آنان که چون گلهای سرخ، همهی درهای بسته را گشودند
و پرواز را به ما آموختند، بیآنکه بمانند.
و اینک تصویر دو شهید دانشجومعلم؛ امیرمحمد اسماعیللو و امیرحسین سلجوقی
دو جوان که هنوز درسشان ناتمام بود
اما مشق شهادت را به تمامی نوشته بودند.
پیش از آنکه معلم شوند،
خودشان درس شدند؛
درس فهمیدن حقیقت،
درس برخاستن از خاک،
درس رفتن به سوی آنکه هرچه هست از اوست.
آخرین سال دانشگاهشان، آغاز ابدیتشان شد.
و ما ماندهایم با نامی که از کنارشان میگذرد و
دلی که هرچه میکوبد، باز راه را نمییابد…
جز در رد پای کسانی که آسمان را جدیتر از زمین گرفتند.
متن: امیررضا گرمسیری
طراح: محمدسجاد عباسی
رهیافت